الشيخ رسول جعفريان

401

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

اين گرچه از جهاتى خسارت بود اما براى نشان دادن سلامت درونى دعوت اسلامى ، حتى براى امروز ما نيز دليلى روشن و كافى است . هجرت به مدينه و مسائل آن 1 - مفهوم هجرت هَجْر در لغت « ضد وَصْل » به كار رفته است . به عبارت ديگر « جدائى و ترك » معناى اصلى اين لغت را تشكيل مىدهد چه اين مفارقت و جدائى به زبان باشد چه قلب و يا بدن . « 1 » « هَجَرالشرك » به معناى فاصله گرفتن از شرك است و همچنين « واهْجُرْهُمْ هَجْراً جميلًا » « 2 » به معناى « از آنان فاصله بگير فاصله گرفتن نيكو » مىباشد ، « مهاجره » در اصل مفارقتِ از غير و ترك اوست . « 3 » و در نزد عرب « خروج بد وى ازباديه به شهر » است . كسى نيز كه مسكن خويش را رهاكرده و بسوى قوم ديگرى مىرود مىگويند « هاجر قومَهُ » . « 4 » بنابراين استعمالات « هَجْر » در اصل به معناى فاصله گرفتن و ترك كردن است . در قرآن آمده « إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً » « 5 » . و نيز آمده « وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ » « 6 » . اما بيشتر موارد استعمال آن ترك مكانى است . معناى اصطلاحى اين كلمه هجرت از مكه و ساير نقاط ( دارالشرك ) به مدينه ( دارالاسلام ) است . محتملًا تعبير « إِنِّي مُهاجِرٌ إِلى رَبِّي » « 7 » واجد معناى مكانى و معنوى است . در روايات ، هجرت به معناى ترك پليدى و گناه به كار رفته « الْهِجْرَةُ انْ تَهْجُرَ الْفَواحِشَ » « 8 » ، زمانى كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء « بهترين هجرت » سؤال كردند ، حضرت فرمودند « انْ تَهْجُرَ ماكِرَه رَبُّكَ » « 9 » و نيز آمده « الْمُهْاجرُ مَنْ هَجَرَ السيئاتِ و تَرَكَ ما حَرَّمَ اللَّهُ » « 10 » دربارهء مهاجران مدينه نيز گفته شده « هاجِرُوا وَ لا تَهْجُرُوا » « 11 » يعنى : از مهاجران باشيد و تشبه به آنها مجوييد . در اينجا سيرى از مسأله هجرت و تبعات آن را بيان مىكنيم . 2 - آغاز هجرت پس از آن كه اسلام در ميان مردم مدينه رواج يافت ، قريش احساس خطر كرده و برفشارهاى

--> ( 1 ) . نك : تاج العروس ، ج 14 ، ص 396 ؛ المفردات ، ص 534 ( 2 ) . مزمل ، 10 ( 3 ) . المفردات ص 534 ( 4 ) . تاج العروس ج 14 ص 39 ( 5 ) . فرقان ( 25 ) 30 ( 6 ) . بقره ( 2 ) 85 ( 7 ) . عنكبوت ، 26 ( 8 ) . مجمع الزوائد ، ج 5 ، صص 253 - 252 ( 9 ) . سنن نسائى ، ج 7 ، ص 144 ( 10 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 235 ( 11 ) . المفردات ، ص 535